به قول علی این فرایند نباید یک جانبه از طرف یکی باشه و یکی کورکورانه همه توقعات طرف مقابل براورده کنه چون این دیگه اسمش زندگی مشترک نیست زندگی جاهلانه است.
ما هنوز خونه و یه سری وسایل خاصی برای زندگی تدارک ندیدیم تنها کاری که انجام شده تو این راستا اینکه علی خونه ای که توش بود و تخلیه کرد و اومد پیش من چون خونه ی من بزرگتر بود هرچند جامون بازم برای زندگی دو نفره کوچیک و دنبال خونه ی بزرگتری هستیم ...... به خاطر همین هنوز دوستامونو برای سور عروسی دعوت نکردیم ... بابام همش غر میزنه این همه عجله برای چی بود نمیدونم ؟! من که مشکلی ندارم بالاخره دیر یا زود خونه و وسایل میگیرم .... البته چنتا وسیله نو مثل سرویس خواب و گاز و ماشین لباسشویی گرفتیم ولی بقیه وسایلا واقعا کفاف خونه رو نمیده و باید اول خونه پیدا کنیم بعد تکمیل کنیم که علی دنبالش هست و همش به من میگه اصلا نمیخوام نگرانی این موضوع و داشته باشی این وظیفه منه و به زودی خودم پیدا میکنم ..... کلا تو مسائل مادی نمیخواد هیچ دخالتی داشته باشم دوست داره مدیریت زندگی دست خودش باشه میگه روح زن لطیف نباید گرفتار مشکلات بشه به خاطر همین علی همیشه نگرش مثبتشو به من القا میکنه نگرانی هاشو اصلا نمیگه من از این موضوع کمی ناراحتم چون دوست دارم علی وقتی ناراحت حرف بزنه باهام ..... یه مدتم هست دنبال کارم هستم و خدا روشکر رو این مسئله ی کار به توافق رسیدیم و امیدوارم زودتر کار دلخواهمو باز پیدا کنم .....
خب خیلی حرف زدم بقیه حرفا بمونه برای پستهای بعدی :)))
فعلا
برچسب: من و علی پدران این امتیم,من و علی,من علی گویم,و من یتوکل علی الله,عشق, علیرضا روزگار,
نویسنده: دانیال اسدی